السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

65

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

رجوع به حديثى كه احمدبن‌حنبل روايت كند ، واجب است دانشمندان اهل سنّت اين پايه و اساس را نهاده‌اند كه واجب است رجوع به حديثى كه احمدبن‌حنبل روايت مىكند . چون او امام دوران خويش و پيشواى اين فن است . اخطب خوارزم و گنجى در بىشماربودن فضايل مولايمان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام گويند : « دلالت دارد بر اين امر ، آن‌چه كه از امام اهل حديث ، احمدبن‌حنبل ، روايت كرديم ، كه او عارف‌ترين اهل حديث به علم حديث است و برگزيده‌ى همتايانش و پيشواى زمان خويش است و از آغاز در اين فن به او اقتدا شده است . او سوارى است كه اسب ديگر حافظان حديث در ميدانش فرو مىافتند . روايتش پذيرفته است و بر شانه‌ى تصديق حمل مىشود . ولايت آنان در دين اوست و بىترديد ، قائل به برترى شيخين ابوبكر و عمر است ، خداوند از آن دو راضى شود و آن دو را راضى كند و ما را در سايه‌ى رضاى آن دو قرار دهد ، پس روايتش درباره‌ى او چون ستون شعله‌ى چراغ است كه پوشانيدنش با كف دست غيرممكن است . . . . » « 1 » سبطابن‌جوزى در ذكر حديث « مؤاخاة » - برادرى گويد : « ما مىگوييم : در حديثى كه احمد در « فضائل » روايت كرده ، جاى سخنى نيست و در اين زمينه از احمد تقليد مىشده است . هر گاه او حديثى روايت كند بازگشت به آن واجب است ، چون او امام زمان خويش و دانشمند دوران خود است و در علم نقل ، بر همتايان خود برترى دارد . او تك‌سوارى است كه در ميدانش هم‌آوردى ندارد و اين پاسخى است به تمام اشكالاتى كه در اين زمينه به حديث‌هاى آن كتاب وارد مىشود . » « 2 » 7 - روايت عبادبن‌يعقوب عبادبن‌يعقوب رواجنى اسدى ، استاد بخارى و ابن‌ماجة و ترمذى است و

--> ( 1 ) . مناقب خوارزمى / 3 ؛ كفاية الطّالب / 253 . ( 2 ) . تذكرة خواص الأمة / 22 .